تکرار مداوم تک موتیفی را که در اکثر کارهایش به چشم می آید را چیزی فراتر از یک فرم نمیداند،فرمی که مبانی سواد بصری را خواهان است برای نشستن در کار.موتیفی که در هنرمند ریشه نمیدواند و تبدیل به سنت و محملی برای پرستش نخواهد شد! در حال آن را به کار برده و به نتیجه رسانده و شاید درزمانی دیگر بکارش نیاید.
دید هنری قره باغی را بسیار نزدیک با پویا آریانپور یافتم، با گپی کوتاه! دیدی متفاوت....
.jpg)
همنشینی اتفاقی رنگها را نقاشانه کنترل نموده و در نهایت به هدف نزدیک میکند.این را به خوبی در این اثر در هنگام ورود به نمایشگاه میتوان دید،پالتی که تبدیل به تابلوی نقاشی گشته!
در دیگر نقاشی ها در فضایی که مملو از خاکستری های رنگین خاموش میباشد، با لحظه هایی روشن ایجاد تنفس میکند و معانی دیگر بصری را تداعی می کندوبااستفاده همزمان و بجا از بافت و سطح و خط،وحدت و انسجام فرم و فضا را نمایان میسازد.
باستان گرایی همچنان در ادامه نمایشگاههای قبلیشان در اینجا نیز دیده میشود،که گوشه ای از دغدغه های این هنرمند مشرق زمین را به رخ میکشد.
